NETWALKER


قلب مادر – شعر زیبایی در وصف مادر از ایرج میرزا

نوشته شده در روزانه با netwalker روی دسامبر 31, 2008

قلب مادر

- داد معشوقه‌ به‌ عاشق‌ پيغام‌ 033
كه‌ كند مادر تو با من‌ جنگ‌
- هركجا بيندم‌ از دور كند
چهره‌ پرچين‌ و جبين‌ پر آژنگ‌
- با نگاه‌ غضب‌ آلود زند
بر دل‌ نازك‌ من‌ تير‌ خدنگ‌
- مادر سنگدلت‌ تا زنده‌ است‌
شهد در كام‌ من‌ و تست‌ شرنگ‌
- نشوم‌ يكدل‌ و يكرنگ‌ ترا
تا نسازي‌ دل‌ او از خون‌ رنگ‌
- گر تو خواهي‌ به‌ وصالم‌ برسي‌
بايد اين‌ ساعت‌ بي‌ خوف‌ و درنگ‌
- روي‌ و سينه‌ تنگش‌ بدري‌
دل‌ برون‌ آري‌ از آن‌ سينه‌ تنگ‌
- گرم‌ و خونين‌ به‌ منش‌ باز آري‌
تا برد زاينه‌ قلبم‌ زنگ‌
- عاشق‌ بي‌ خرد ناهنجار
نه‌ بل‌ آن‌ فاسق‌ بي‌ عصمت‌ و ننگ‌
- حرمت‌ مادري‌ از ياد ببرد
خيره‌ از باده‌ و ديوانه‌ زبنگ‌
- رفت‌ و مادر را افكند به‌ خاك‌
سينه‌ بدريد و دل‌ آورد به‌ چنگ‌
- قصد سرمنزل‌ معشوق‌ نمود
دل‌ مادر به‌ كفش‌ چون‌ نارنگ‌
- از قضا خورد دم‌ در به‌ زمين‌
و اندكي‌ سوده‌ شد او را آرنگ‌
- وان‌ دل‌ گرم‌ كه‌ جان‌ داشت‌ هنوز
اوفتاد از كف‌ آن‌ بي‌ فرهنگ‌
- از زمين‌ باز چو برخاست‌ نمود
پي‌ برداشتن‌ آن‌ آهنگ‌
- ديد كز آن‌ دل‌ آغشته‌ به‌ خون‌
آيد آهسته‌ برون‌ اين‌ آهنگ‌
- آه‌ دست‌ پسرم‌ يافت‌ خراش‌
آه‌ پاي‌ پسرم‌ خورد به‌ سنگ‌

اولین برف پاییزی در تهران – آذر 87

امروز از همون صبح که زدم بیرون سرمای هوا نشون می داد که یه خبرایی هست! از ساعت حدودای 8 صبح بود که کم کم برف شروع به بارش کرد. خلاصه که من خیلی ذوق زده شدم :) البته کمی بعدش بند اومد و یکی دو ساعت بعد که به سرمای هوا و همینطور به ابر ها اضافه شد، بازم شروع کرد به بارش. من هم وقتی داشتم از سرکار برمیگشتم، با امکانات کمی که همراهم بود (دوربین موبایل) چند تا عکس و یکی دو دقیقه فیلم گرفتم.

شاید یه عده ای باشن که یه گوشه از دنیا دلشون برای این هوا تنگ شده باشه :)

فیلم مربوط به بزرگراه چمران هست روبروی خیابان ولنجک

اینم چندتا عکس

موسیقی زیبای فیلم “آخرین بازمانده موهیکان ها”

فیلم آخرین باز مانده مویهکانها (The Last of the Mohicans) یکی از زیبا ترین فیلم هایی است که د ر اوایل دهه 90 میلادی ساخته و به نمایش درآمد. داستان این فیلم مربوط می شود به قرن 18 میلادی و زمانی که فرانسویان و بریتانیایی ها در تلاش هستند تا این سرزمین را به تصاحب خود درآورند، که در نتیجه سرخپوستان ساکن امریکا را به مرز نابودی کشانده و آنها برای بقای خود تلاش می کنند.

این فیلم محصول امریکا و به کارگردانی Michael Mann می باشد. شاید کمتر کسی است این فیلم را که داستانی ماجراجویی و وسترن دارد دیده باشد و موسیقی باشکوه این فیلم که ساخته Daniel Allan Carlin است او را محسور نکرده باشد.

قسمتی از این موسیقی زیبا را بشنوید:

The Last of the Mohicans – the – kiss

“ديدي که رسوا شد دلم” با صداي بانو مرضيه

نوشته شده در موسیقی با netwalker روی دسامبر 9, 2008
Tags:

امروز درحال گشت و گذار در اینترنت بودم که برخوردم به این سایت

راستش رو بخواهید مدتها بود که ترانه ای با صدای بانو مرضیه نشنیده بودم و وقتی که این ترانه رو شنیدم حیفم اومد که دوستان هم این ترانه زیبا رو نشنوند.

موسیقی اون  کاری است از استاد علي تجويدي و شعر اون از استاد رهي معیری

بشنوید: Marzieh- Rosvaye del

دیدی که رسوا شد دلم، غرق تمنا شد دلم
دیدی که من با این دل بی آرزو عاشق شدم
با آن همه آزادگی، بر زلف او عاشق شدم
ای وای اگر صیاد من، غافل شود از یاد من، قدرم نداند
فریاد اگر از کوی خود، وز رشته‌ی گیسوی خود، بازم رهاند
در پیش بی دردان چرا، فریاد بی‌حاصل کنم
گر شکوه‌ای دارم ز دل، با یار صاحبدل کنم
وای ز دردی که درمان ندارد
فتادم به راهی که پایان ندارد
شنیدم بوی او، مستانه رفتم سوی او
تا چون غبار کوی او، در کوی جان منزل کند
وای ز دردی که درمان ندارد
فتادم به راهی که پایان ندارد
دیدی که رسوا شد دلم، غرق تمنا شد دلم
دیدی که در گرداب غم، از فتنه‌ی گردون رهی
افتادم و سرگشته چون، امواج دریا شد دلم
دیدی که رسوا شد دلم، غرق تمنا شد دلم