قلب مادر – شعر زیبایی در وصف مادر از ایرج میرزا
قلب مادر
- داد معشوقه به عاشق پيغام 
كه كند مادر تو با من جنگ
- هركجا بيندم از دور كند
چهره پرچين و جبين پر آژنگ
- با نگاه غضب آلود زند
بر دل نازك من تير خدنگ
- مادر سنگدلت تا زنده است
شهد در كام من و تست شرنگ
- نشوم يكدل و يكرنگ ترا
تا نسازي دل او از خون رنگ
- گر تو خواهي به وصالم برسي
بايد اين ساعت بي خوف و درنگ
- روي و سينه تنگش بدري
دل برون آري از آن سينه تنگ
- گرم و خونين به منش باز آري
تا برد زاينه قلبم زنگ
- عاشق بي خرد ناهنجار
نه بل آن فاسق بي عصمت و ننگ
- حرمت مادري از ياد ببرد
خيره از باده و ديوانه زبنگ
- رفت و مادر را افكند به خاك
سينه بدريد و دل آورد به چنگ
- قصد سرمنزل معشوق نمود
دل مادر به كفش چون نارنگ
- از قضا خورد دم در به زمين
و اندكي سوده شد او را آرنگ
- وان دل گرم كه جان داشت هنوز
اوفتاد از كف آن بي فرهنگ
- از زمين باز چو برخاست نمود
پي برداشتن آن آهنگ
- ديد كز آن دل آغشته به خون
آيد آهسته برون اين آهنگ
- آه دست پسرم يافت خراش
آه پاي پسرم خورد به سنگ
در دسامبر 31, 2008 در 1:26 ب.ظ
این شعر زیبا را قبلا بصورت ناقص شنیده بوده .متشکرم که کامل آن را گذاشتی.
———————
خواهش می کنم دوست عزیز
در دسامبر 31, 2008 در 6:52 ب.ظ
ghablan faghat in ro be soorat ye hekayat shenideh bodam, ama nemidonestam sheri az iraj mirza hast.
har bar ke in hekayat be yadam miyad va be khosoos vaghti ke in sher ro khondam tanam larzesh miyofteh.
be nazaram hich sefati ro vaseh ye madar nemishe bekar bord ke bayan konandeh azematesh o mehrabonish bashe. aslan fekr konam khode kalameh madar bayan konandeh hamechi bashe.
در ژانویه 1, 2009 در 8:45 ق.ظ
ببینم این ایرج میرزا که این شعر رو گفته همونی نیست که تو سریال شهریار ازش یه آدم فحاش و بد دهن ساخته بودند؟
———————–
دقيقا
در ژانویه 1, 2009 در 12:15 ب.ظ
سلام
وبلاگ خوبی دارید
ممنون از شعر
در می 13, 2009 در 4:11 ب.ظ
این شعر روباراول در کتاب زبان فارسی خواندیم.بادم هست که اشک توی چشمام جمع شده بود.
درود برچنین افرادی که با این ظرافت عواطف انسانی را در قالب زیبای شعربیان میدارند
در جولای 17, 2009 در 12:42 ق.ظ
نمیشه این شعرو بخونم بدون اینکه اشکم بریزه